یک مامور قانون از وودی میخواهد تا احضاریه دادگاه را به باز بزارد ابلاغ کند. وودی میپذیرد، اما وقتی باز نگاهی به احضاریه میاندازد، وودی را بیرون میاندازد و تمام تلاشهای او برای ابلاغ آن را ناکام میگذارد. در نهایت، وودی از هیپنوتیزم استفاده میکند تا باز احضاریه را بپذیرد و محض خنده، او را هیپنوتیزم میکند تا فکر کند حیوانات مختلفی است و او را وادار میکند روی اسکلت فلزی یک آسمانخراش پرسه بزند. در پایان، وودی باز را نزد مامور میبرد، اما مامور به دلیل انجام هیپنوتیزم در فصل غیرمجاز، یک احضاریه دادگاه به خود وودی میدهد.