وودی دارکوب در لژیون خارجی خدمت میکند، جایی که او و فرماندهاش وظیفه محافظت از یک دختر رقصنده را بر عهده دارند. یک شیخ همسایه او را برای حرمسرای خود میخواهد و دختر را میدزدد. وودی به قصر شیخ میرود و در نهایت با تغییر چهره دختر به شکلی بسیار زشت و خندهدار، او را نجات میدهد.