دارکوب زبله از آبشار نیاگارا دیدن میکند و درباره رفتن به درون آبشار معروف با یک بشکه سوال میکند که نگهبان به او میگوید این کار ممنوع است. دارکوب زبله بلافاصله تصمیم میگیرد به هر حال این کار را انجام دهد.