یک پادشاه افادهای تصمیم میگیرد که دلقک دربارش، دولی، بیارزش و بیمزه است. او وودی را در حال نوک زدن به درخت و آواز خواندن میبیند و تصمیم میگیرد که او دلقک فوقالعادهای خواهد شد. بنابراین، پادشاه با تیپا دولی بیمزه را از قصر بیرون میاندازد و به او دستور میدهد که برود و وودی را بیاورد. ماجراهای خندهداری به دنبال آن رخ میدهد.