جوزف و برندا کاری را انجام دادهاند که بسیاری فقط رویای آن را در سر میپرورانند؛ آنها به جنوب فرانسه بازنشسته شدهاند تا باقی روزهای زندگی خود را به گونهای سپری کنند که گویی همیشه در تعطیلات هستند. اما دوران بازنشستگی آنطور که جوزف تصور میکرد نیست و وقتی او با زن جوان و جذابی به نام سوزان ملاقات میکند، تمام چیزهایی که فکر میکرد درباره خود و دنیای اطرافش میداند، زیر و رو میشود.