اولیو در حال خواندن یک رمان عاشقانه و خوردن شکلاتهای هدیه بلوتو است که ملوان زبل به دیدنش میآید. او چنان غرق در کتاب است که متوجه حضور ملوان زبل نمیشود، بنابراین ملوان زبل خودش را به بیماری میزند. پزشکان در پیدا کردن راه درمان درمانده شدهاند.