جویی نویسندهای فقیر و بیپول است. هماتاقی او کارل، مردی جذاب و هوسباز است که به دختران جوان علاقه دارد. این دو رؤیاپرداز سیریناپذیر در میان پاریس رو به انحطاط، پر از زنان هرزه، عیاشیهای وحشیانه و ماجراجوییهای جنسی وقیحانه، با هم میخندند، عشق میورزند و سکس میکنند.