فیلمی چالشبرانگیز و به ظاهر پوچگرایانه که پیامی ارزشمند درباره امید در اوج ناامیدی، عشق، کودکان و درک متقابل انسانی ارائه میدهد. ویکتورین، دختر مدرسهای، مادری مجنون و پدری الکلی دارد که هرگز نمیتواند راه خانه خود را در میان هزارتوی آپارتمانهای مخروبه پیدا کند. پسران متجاوز و خشن در هر سنی همه جا حضور دارند؛ در حالی که معلم سرانجام در برابر گروهی از متجاوزان نوجوان تسلیم میشود، ویکتورین خود را به گروهی از اوباش بزرگتر میسپارد و در نهایت قلب پل سارق را به دست میآورد.