جان و مولی پس از بیش از یک دهه دوری و قطع رابطه با والدینشان، برای شرکت در مراسم تشییع جنازه مادرشان، جودی، به خانه بازمیگردند. رویارویی با پدر سلطهجویشان باعث زنده شدن درگیریهای گذشته میشود و جان و مولی تلاش میکنند تا با مرگ مادری که هرگز واقعاً او را نمیشناختند کنار بیایند. در حالی که مخاطب گذشته را از دیدگاه جودی تجربه میکند، جان و مولی متوجه میشوند که پیوند آنها با والدینشان بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میکردند.