ده سال پیش، مجموعهای از قتلهای وحشیانه، آرامش کمپ منزوی بلکوود را به هم ریخت. قاتل هرگز دستگیر نشد و این کمپ که توسط مردم محلی «کمپ خون» نامیده شد، دیگر هرگز بازگشایی نگردید. دو زوج جوان که از تاریخچه وحشتناک این مکان بیخبرند، به کمپ خون میروند. آنها خیلی زود میفهمند که تنها نیستند. کسی در حال تماشا کردن است. کسی انتظار میکشد. قتلها هنوز تمام نشدهاند؛ آنها تازه شروع شدهاند. آنچه به عنوان یک پیادهروی دلپذیر آغاز شده بود، به تلاشی وحشیانه برای بقا تبدیل میشود. آیا کسی زنده از کمپ خون خارج خواهد شد؟