خواهر کریستینا راهبهای است که سرپرستی چند دختر نوجوان را در یک خانه ساحلی دورافتاده بر عهده دارد، جایی که آنها در حال تمرین نمایش «رویای شب نیمه تابستان» هستند. وقتی سه اوباش سر و کلهشان پیدا میشود و با بیرحمی به دختران تجاوز کرده و آنها را شکنجه روانی میکنند، خواهر کریستینا مجبور میشود تعالیم خود را زیر پا بگذارد و به دنبال انتقامی خونین برود.