چارلی در آستانه ازدواج است. وقتی او دوستانش را برای یک مهمانی مجردی آخر هفته به کلبهای دورافتاده در بریتانیا دعوت میکند، آنها فکر میکنند این فرصت خوبی است تا آمریکا را پشت سر بگذارند و با دوست قدیمی خود خوش بگذرانند؛ اما مسئله این است که چارلی تمام حقیقت را درباره این سفر به دوستانش نگفته است. به جای جشن و شادی، با ناپدید شدن تکتک دوستان، اوضاع به سرعت مسیری تاریک و شوم به خود میگیرد.