پس از اینکه باب فانک از کارش اخراج میشود، آن هم توسط مادر خودش، موافقت میکند که الکل را ترک کند، به یک رواندرمانگر مراجعه کند و در نهایت به یک رئیس جدید گزارش دهد؛ کسی که ممکن است همان زن رویاهایش باشد.