چارلز صاحب یک مغازه عکاسی است. او چندان خوشبرخورد نیست و شبهایش را در تنهایی میگذراند، تا اینکه یک روز بالاخره تصمیم میگیرد وارد اجتماع شود. او با فلورانس سالخورده آشنا میشود؛ زنی که توسط شوهر قماربازش، لستر، شکنجه میشود و در آرزوی دیدن پسرش، ویلی، است که ۲۰ سال است هیچ خبری از او ندارد.