بل با پشت سر گذاشتن زادگاهش در کالیفرنیا، برای انجام کاری به سمت شمال میرود تا اموال یک عمارت بزرگ را برای فروش فهرستبرداری کند. در حالی که این کار برای او یک شغل رویایی است، اما کارفرما یعنی هانتر لاول اصلاً اینطور نیست. با این حال، هر چه این دو زمان بیشتری را با هم میگذرانند، رفتار سرد هانتر شروع به ذوب شدن میکند. با وجود شکلگیری رابطهشان، تونی، خواستگار قدیمی بل، از راه میرسد و با فرستادن سیگنالهای متناقض به هانتر، آشفتگی را به این فصل تعطیلات اضافه میکند.