در یک شب سرنوشتساز در کافهای ارزانقیمت در سیاتل، جاش کونتز و گروهی از طردشدگان اجتماعی یک نمایش کشتی نمایشی را برای جمعیتی از متصدیان مشتاق کافه اجرا میکنند. این پسرها با استفاده از زبان رکیک و نامهای مستعار طنزآمیز، در یک باله ناشیانه همدیگر را کتک میزنند و تشویق تماشاگران را برمیانگیزند. در آن شب، گروه کشتیگیران نیمهحرفهای سیاتل متولد شد.