ریتا و دانا لاند برای نجات زندگی مشترک خود، راهی یک سفر کمپینگ خانوادگی در کالیفرنیا میشوند. در یک کمپ، آنها با یک مسافر سرراهی به نام اریک آشنا میشوند که با پسرشان دوست میشود. دانا برخلاف میل ریتا، از اریک میخواهد که همراه آنها بیاید، بدون اینکه بداند او یک روانپریش بیرحم است.