کریستین (سامر گلایو)، الف نوچه بابانوئل، با وجود اینکه عاشق کریسمس است، از خود میپرسد که آیا زندگی میتواند چیزی فراتر از ساختن اسباببازی در قطب شمال باشد؟ وقتی بابانوئل آرزوی اضطراری پسربچهای در لسآنجلس را دریافت میکند، ماموریت ویژهای به کریستین میدهد و او را به لسآنجلس میفرستد تا به خانواده ونکمپ، یعنی سارا (مادر)، اسکات (پدر) و دو فرزندشان الی و ویل، معنای واقعی تعطیلات را یادآوری کند. آیا کریستین در ماموریت خود شکست میخورد و برای همیشه به قطب شمال بازگردانده میشود، یا خانواده ونکمپ به خود میآیند و معنای واقعی کریسمس را درک میکنند؟