ون همراه با دوستپسرش ایان از آمریکا به شهر هوشیمین بازمیگردد تا با مادرش دیدار کند. از آنجا که او تنها وارث مذکر خانواده است، همه انتظار دارند که به زودی همسر برگزیند. علاوه بر این، مادربزرگش که به آلزایمر مبتلا است، ایان را با نوه خود اشتباه میگیرد.