وینی که در اواخر دهه بیست سالگی خود است، پس از اینکه توسط دوستپسرش رها میشود و مورد آزار همکارانش قرار میگیرد، برچسب ترشیده بودن میخورد. کو یک سرمایهدار ثروتمند و زنباره است که در معاملات تجاری خود بسیار بیرحم عمل میکند. در آخرین تصاحب تجاری او، اقداماتش منجر به تهدید به مرگ از سوی یکی از کارمندان سابقش میشود. برای حفظ امنیت، کو و دستیارش، رایان، هویت خود را با هم عوض میکنند. کو در قالب یک فرد عادی با وینی ملاقات میکند و عاشق او میشود، چرا که وینی اولین فرد واقعی است که او را به خاطر خودش و نه ثروتش دوست دارد. وقتی وینی هویت واقعی کو را میفهمد چه اتفاقی میافتد؟