آلبوینو، حاکم لومبارد، میخواهد با دختر پادشاه همسایه ازدواج کند، اما آن دختر عاشق مرد دیگری است. پدر دختر این ازدواج را ترتیب میدهد چرا که معتقد است برایش سودمند خواهد بود، اما آلبوینو او را به قتل میرساند و آمالچی، عشق واقعی دختر را پس از ضرب و شتم شدید رها میکند تا بمیرد. آمالچی بهبود مییابد تا شورشی را علیه آلبوینوی قاتل رهبری کند و زن خود را پس بگیرد.