دکتر لیندا فلمینگ، استاد دانشگاه و متخصص ویروسشناسی، به همراه پسر هجده سالهاش برای گذراندن یک تعطیلات کوتاه وارد جزیره استوایی بارساراتو میشود. او تلاش میکند به مردمی که به یک بیماری مهلک ناشی از ویروسی ناشناخته (که از مرغ به انسان منتقل شده) مبتلا شدهاند، کمک کند. اما تلاشهای سخاوتمندانه او به دلیل وضعیت ضعیف بیمارستانهای محلی و همکاری نکردن مردمی که ایمان کورکورانهای به جوزف دارند، هدر میرود؛ جوزف نوعی درمانگر با کاریزمای فوقالعاده و رهبر یک فرقه مذهبی است که ایمان به خدا را تبلیغ کرده و بر درمانهای طب سنتی تأکید میکند.