پس از مرگ نابهنگام همسرش، جوآن خجالتی که یک نظافتچی پارهوقت است، باید به سرعت پول درآورد تا خانهاش را از دست ندهد. او از رئیس پستفطرتش، فرد، میخواهد که ساعات کاریاش را افزایش دهد؛ اما فرد در عوض، شارون، یک دختر جذاب و نادان را استخدام کرده و جوآن را اخراج میکند. حالا او مجبور است برای جلوگیری از مصادره خانهاش به اقدامات افراطی متوسل شود. جوآن با کمک شارون و دو دوست و همکار سابقش (انید ۶۵ ساله و عجیبوغریب، و میویس ناامید)، رئیس یک فاحشهخانه تعاونی خودگردان میشود... فاحشهخانهای بدون رابطه جنسی!