با فراری دادن آنها از قلعهشان در ترانسیلوانیا توسط روستاییان خشمگین، دراکولا و پسرش فردیناند به خارج از کشور میروند. دراکولا سر از لندن درمیآورد و در آنجا با سوءاستفاده از هویت خونآشامی خود به ستاره فیلمهای ترسناک تبدیل میشود. در این میان، پسرش از ریشههای خود شرمسار است و به عنوان نگهبان شب در پاریس مشغول به کار میشود و در آنجا عاشق دختری میشود. طبیعتاً وقتی پدر و پسر دوباره به هم میرسند و هر دو به یک دختر علاقهمند میشوند، تنشها بالا میگیرد.