الکس و لتیسیا زوج بینقصی به نظر میرسند. اما الکس با وجود اینکه عاشق نامزد زیبا و پرانرژی خود است، هنوز آمادگی همخانه شدن با او را ندارد. لتیسیا اما ایده دیگری در سر دارد؛ او چمدانهایش را بسته و به الکس خبر میدهد که تا چند ساعت دیگر به آپارتمان او نقلمکان میکند. برای الکس، این بدترین کابوس ممکن است. او در اوج ناامیدی، صمیمیترین دوستش را متقاعد میکند تا تظاهر به افسردگی شدید کند تا بتواند به خانه او اسبابکشی کند و...