پس از آنکه یک نگهبان سدبان، دخترش را به یک قایقران هوسباز میسپارد، با فهمیدن اینکه دخترش باردار شده شوکه میشود. او سپس از باز کردن سدها خودداری میکند؛ امری که باعث انباشته شدن قایقها در تمام جهات میشود تا زمانی که فرد مقصر به گناه خود اعتراف کند.