دو قبیله رقیب تلاش میکنند تا استاد قبیله خوب را برای آموزش به قبیله خود استخدام کنند اما موفق نمیشوند. آنها که نمیخواهند جواب رد بشنوند، برای استاد پاپوش میدوزند و او را متهم به کار کثیفی میکنند که مرتکب نشده است؛ موضوعی که او را مجبور میکند در یک نبرد مردی را به قتل برساند. مردم شهر تلاش میکنند او را بکشند و او ناچار میشود به قبیله شیطانی پناه ببرد.