برایان رودریگز، وارث بیگناه یک خانواده جنایتکار در سینالوآ، به مکزیکوسیتی فرستاده میشود تا کسبوکار خانوادگی را گسترش دهد. او در آنجا با کلودیا ملاقات میکند و دنیای این دو با هم برخورد میکند. عشق و شوخطبعی در همه جا جاری میشود.