یک شوخی خرکی در درام نوجوانانه و کنجکاویبرانگیز نگینا سیفاللهوا به فاجعه ختم میشود. دو دختر هفدهساله اهل مسکو به نامهای اولیا و ساشا، به دیدار پدر اولیا میروند که سالها از او بیخبر بودهاند و در کریمه زندگی میکند. آنها تصمیم میگیرند جای خود را با هم عوض کنند و هر کدام خود را به جای دیگری به پدر معرفی کند. اما آنها روحیشان هم خبر ندارد که این شوخی عواقبی به همراه خواهد داشت که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.