کلوین، یک پسر جوان پیک پیتزا، توسط علاءالدین (یک غول چراغ جادو متعلق به قرن هشتم که در یک چراغ زندانی شده است) به عنوان «نجاتدهنده بزرگ» اشتباه گرفته میشود. غول چراغ جادو با این تصور که این پسر تنها امید او برای آزادی است، او را به قرن هشتم میکشاند؛ جایی که کلوین باید با علیبابا متحد شود تا علاءالدین را از دستان شیطانی لوکسور نجات دهد.