جو، دختر باهوش ۹ سالهای که به بیماری لاعلاج مبتلا است، به روستای خود بازگردانده میشود تا روزهای باقیمانده از زندگی کوتاهش را در آنجا سپری کند. تنها تسلی او در این دوران کسالتبار، رویای ابرقهرمان شدن است؛ رویایی که خواهر نوجوان و سرکشش مویکس، مادرش کاترین که بیش از حد از او محافظت میکند و کل اهالی روستای ماونی تصمیم میگیرند دست به دست هم دهند تا آن را برآورده سازند.