پس از اینکه یک فروچاله عظیم یک شهر مجاور را میبلعد، یک اتوبوس مدرسه پر از دانشآموز به اعماق زمین سقوط میکند. پس از تصادف، دانشآموزان متوجه میشوند که اتوبوس به طرز خطرناکی در لبه فروچاله معلق مانده و توسط یک لوله شکسته در جای خود نگه داشته شده است. هر حرکت ناگهانی میتواند اتوبوس را به تاریکی مطلق پایین پرتاب کند. نوجوانان که تنها ماندهاند و تمام بزرگسالان زخمی شدهاند، برای بقا تلاش میکنند و داستان حال و هوای رمان «سالار مگسها» را به خود میگیرد. تنها امید آنها یک امدادگر شهر کوچک است که باید بر گذشته تراژیک خود غلبه کند تا دانشآموزان را نجات دهد.