ربکا لسیتر و همسرش برایان، شهر نیویورک را ترک میکنند تا به لسآنجلس نقلمکان کنند و خانه حومهای بینقصی را برای خود و دختر خردسالشان بیابند. مدت کوتاهی پس از اسبابکشی، ربکا و برایان متوجه رخ دادن اتفاقات عجیبی میشوند؛ سفارشهای غذایی که آنها ندادهاند، ماموران کنترل آفات و موش که بدون اطلاع آنها اعزام شدهاند و در نهایت، سنگی که به سمت پنجره پرتاب میشود. زندگی ایدهآل خانواده لسیتر به سرعت شروع به فروپاشی میکند و امنیت خانوادهشان به خطر میافتد.