زن جوان آمریکایی که همراه مادرش در ایتالیا سفر میکند، دختری باریکاندام، موطلایی، زیبا و با معصومیتی جذاب است. به نظر میرسد فابریسیو ناکارلی همیشه میداند مادر و دختر قرار است در قدم بعدی از کجا دیدن کنند. آقای ناکارلی نیز به اندازه خانم جانسون نگران سرانجام این رابطه است. سپس خانم جانسون به این فکر میافتد که شاید دخترش بتواند همسر مرد جوان ثروتمندی در جامعهای باشد که تنها وظیفهاش در آن زیبا به نظر رسیدن است. اما اگر آقای ناکارلی بفهمد عروس آیندهاش واقعاً کیست، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟