پیر اگر کبد جدیدی پیدا نکند، تنها چهار ماه دیگر زنده خواهد ماند. تنها امید او پیوند کبد از برادرش، پل، است. اما پیر از پل متنفر است و در ده سال گذشته از دیدن او خودداری کرده است. آنها در هر زمینهای با هم متفاوت هستند: سبک زندگیشان، سلیقهشان و همهچیز. با این حال، ماری، نامزد پیر، مصمم است این دو مرد را با هم آشتی دهد. یک رابطه عشق و نفرت میان آنها شکل میگیرد که این جمع سه نفره را به هم میریزد، زوجها را بازتعریف میکند و حتی تا جایی پیش میرود که شخصیت آنها را تغییر میدهد. پس از چند نوشیدنی زیاد از حد و کمی رفتارهای احمقانه، تسویه حساب میان این دو برادر به پایان شگفتانگیزی ختم خواهد شد.