فیلمسازان برای نخستین بار در سال ۲۰۱۵ با استفان در بخش رواندرمانی زندان براندنبورگ ملاقات میکنند. برداشت اول آنها، مردی مودب و خجالتی است. اما یکی از نگهبانان به آنها میگوید که استفان یک قاتل خونسرد زنان است. فیلمسازان او را در سالهای پایانی دوران محکومیتش دنبال میکنند و با سوالاتی چالشبرانگیز روبرو میشوند: آیا کسی واقعاً میتواند بداند درون این مرد چه میگذرد؟ نقش قهرمان داستان را یک عروسک ایفا میکند و صحنهها به تئاتر تبدیل میشوند؛ جایی که حقیقت و دروغ در انبوهی از فرضیات با هم آمیخته میشوند.