وانگ زی کیت یک نابغه سرمایهگذاری است که روزانه بیش از ۸۰۰ میلیون صندوق سرمایهگذاری را مدیریت میکند. او در حالی که مشتاق به دست آوردن صندوقهای سرمایهگذاری بیشتری است، همزمان تلاش میکند تا ثروت خود را خرج کند. از این رو، پول خود را با ولخرجی تمام صرف خرید کالاهای لوکس، نوشیدنیهای گرانقیمت و زنان میکند؛ تا اینکه رکود اقتصادی آغاز میشود. پس از رکود اقتصادی، زی کیت متوجه میشود که ثروتش کمی کاهش یافته است. او با دیدن ورشکستگی یکشبه مشتریان و دوستانش، احساس خوششانسی میکند. با این حال، دوستدخترش لیلی با این تصور که او تمام ثروتش را از دست داده، از او جدا میشود. پس از این جدایی دردناک، زی کیت تصمیم میگیرد با در پیش گرفتن یک زندگی «عادی» به دنبال دختر رویاهایش برود تا آن دختر او را به خاطر خودش دوست داشته باشد، نه به خاطر ثروتش.