هرناندو آلامادا، عروسکگردانی است که پس از مرگ غیرمنتظره رامون مگسایسای، رئیسجمهور فیلیپین، به خانه بازمیگردد و دوران گذار تلخی را تجربه میکند. او که تنها از طریق عروسکش با دیگران ارتباط برقرار میکند، همراه با یک راهبه، یک کارگر جنسی و یک پسر نوجوان راهی سفری به جزیرهای دورافتاده میشود که در آنجا طلا کشف شده است.