کاترین به شهر جدیدی نقلمکان میکند و نیک جرارد، آهنگساز موسیقی فیلم، نظر او را جلب میکند. آنها با هم ازدواج میکنند، اما تقریباً بلافاصله چیزی اشتباه به نظر میرسد. نیک همسر قبلیای به نام استلا داشته که دو سال پیش کشته شده است، اما حضور او هنوز در آپارتمان حس میشود. همسایههای ساختمان نیز چندان خوشبرخورد نیستند. کاترین کمکم فکر میکند که نیرویی نادیده سعی دارد به او درباره نیک هشدار دهد؛ مردی که حالا به سلامت عقل کاترین شک کرده است.