لرد وینگیت که پس از حضور در دادگاه به اتهام کلاهبرداری تبرئه شده است، یک «مدرسه آدابدانی» راه میاندازد تا به دختران یاد دهد چگونه در ازای درصدی از سود، از مردان ثروتمند پول بگیرند. او از دوشس برود به عنوان معلم و هکتور به عنوان مربی بدنسازی کمک میگیرد. یکی از دوستانش که افسر آزادی مشروط است، اولین گروه شاگردان را که به تازگی از زندان هالووی آزاد شدهاند با یک مینیبوس قراضه به آنجا میآورد. همسایههای مشکوک، پلیس و گزارشهای روزنامهها درباره دختران زندانی که حالا در جامعه اشرافی رفت و آمد میکنند، منجر به حمله پلیس و حضور دوباره لرد وینگیت در دادگاه میشود. قاضی او را محکوم میکند اما خودش مخفیانه برای راهاندازی «مدرسه جنسی» خودش نقشه میکشد.