روی صندلی خود بنشینید و به مکانی منتقل شوید که هم آشنا و هم بیگانه است؛ جایی که یک دختر فروشنده غولپیکر به سختی در مغازهاش جا میشود، در هر اتاق خواب یک غلاف سبز عجیب وجود دارد و پریهای جنگلی وحشتناک، میوههایی با آناتومی دقیق را برای زنی دلشکسته فراهم میکنند که به نظر میرسد همه طمع داشتنشان را دارند. در نهایت، ما نیز مانند آلیس با معمای پادشاه سرخ تنها میمانیم: آیا ما خواب آنها را میبینیم یا آنها خواب ما را؟