گیلز دیات، نویسنده بداخلاق و بیوهای که بیزاری شدیدی از فرهنگ عامه مدرن دارد، سعی میکند بلیط اقتباس سینمایی یکی از رمانهای ای. ام. فورستر را بخرد، اما در عوض خود را در حال تماشای یک کمدی جنسی نوجوانانه و جلف میبیند. با این حال، وقتی رونی بوستاک زیبا روی پرده سینما ظاهر میشود، گیلز خود را در گردابی از سوالات بیپاسخ درباره تمایلات جنسی خود و جایگاهش در جامعه اواخر قرن بیستم مییابد.