گائو بینگ در نانوایی یک شهر کوچک کار میکند. صاحب نانوایی، آقای چیو، به شدت درگیر گروه موسیقی راک اند رول خود است و شاگردش، دی، اصلاً اشتیاقی به یادگیری نانوایی نشان نمیدهد. کسبوکار نانوایی رو به افول است و گائو بینگ نمیداند با این وضعیت چه کند؛ تنها کاری که از دستش برمیآید سختکوشی و پختن نان بیشتر است. پینگ، دختر آقای چیو، با گائو بینگ بزرگ شده و دوستدختر اوست. او مدام شکایت میکند که گائو بینگ فقط از سنتها پیروی میکند و هیچ اقدام چشمگیری برای نجات نانوایی انجام نمیدهد. پینگ برای ابداع طعمهای انقلابی جدید، در دورههای نانوایی در شهر شرکت میکند و در آنجا با «برد» آشنا میشود. برد که متولد آمریکاست، جذاب و شوخطبع است و در نگاه اول عاشق پینگ میشود. با وجود اینکه پینگ با گائو بینگ است، متوجه میشود که نانهای «برد» جادوی خاصی دارند و فکر میکند شاید او همان کسی باشد که نانوایی را نجات میدهد.