سه کلهپوچ فروشندگان دورهگردی هستند که در والسکا، کشوری استوایی و زلزلهخیز، سرگردان شدهاند. آنها که در فروش کتهای پوست به بومیان موفقیتی کسب نکردهاند، پس از دریافت تلگرافی با متن «از شر کمد لباس فعلی خلاص شوید» بازداشت میشوند؛ چرا که یک مقام رسمی تصور میکند آنها قصد ترور رئیسجمهور «وارد روبی» را دارند. پسرها به کمک ریتا، یک انقلابی زیبا، از جوخه اعدام فرار میکنند و مامور میشوند تا نقشههای مهمی را به رهبر انقلابیون برسانند. وقتی آنها به اشتباه یک تقویم لولهشده را تحویل میدهند، دوباره با جوخه اعدام روبرو میشوند اما با رسیدن ریتا و نقشههای واقعی، نجات مییابند.