فرانسیس اشبی، استاد ارشد دانشگاه آکسفورد که به تنهایی در کوههای آلپ در تعطیلات به سر میبرد، با کارولین آمریکایی و همراهش الینور آشنا میشود؛ دختر شکوفای ایرلندی-آمریکایی که کارولین سالها پیش او را به فرزندی پذیرفته بود. اشبی از همنشینی با آنها، به ویژه الینور، لذت میبرد و هر دو زن نیز مجذوب او میشوند. با بازگشت به آکسفورد، او از دیدن آنها که بدون اطلاع قبلی به آنجا آمدهاند جا میخورد. ورود زنان به محوطه کالج ممنوع است، چه برسد به اتاقها؛ در واقع هرگونه رابطه، هرچند بیگناه، از نظر اعضای عالیرتبه کالج ناپسند شمرده میشود.