لونا انجی ستوننویس روزنامه است که به اولین دوستپسرش یک صفحه موسیقی هدیه داده بود. او بعدها همان صفحه را در یک مغازه دستدومفروشی پیدا میکند و سعی میکند آن را بخرد، اما شخص دیگری زودتر آن را میخرد. او متوجه میشود مالک جدید صفحه، چانگ یونگ، یک مجری رادیو است. لونا پس از اینکه یونگ در رادیو درباره زندگی عاطفی او نظر میدهد، همزمان عاشق و بیزار از او میشود.