اصلی، مادر جوانی که برای بازگشت به کار تلاش میکند یک پرستار بچه پیدا کند، سرانجام با گلنهال جوان ملاقات میکند. گلنهال نیز خود یک مادر است. با ورود گلنهال به زندگیاش، اصلی با رازهایی روبرو میشود که خود همواره از آنها فرار میکرده است.