ولیعهد رودولف اتریش با پدرش، امپراتور فرانتس یوزف اول، بر سر اجرای سیاستهای اصلاحطلبانه برای کشورشان درگیر میشود. رودولف به زودی احساس میکند مردی است که در زمان اشتباه و در کشوری متولد شده که نیاز به اصلاحات اجتماعی را درک نمیکند. شاهزاده ولز، که بعدها پادشاه ادوارد هفتم بریتانیا میشود، فضای طنزآمیزی به داستان میبخشد. رودولف برای فرار از ازدواج بدون عشق خود با شاهزاده خانم استفانی، به معشوقهاش، بارونس ماریا وتسرا پناه میبرد. مرگ نابهنگام آنها در مایرلینگ، شکارگاه خانواده سلطنتی، در هالهای از ابهام قرار دارد.