یک پلیس کهنهکار به نام فرناندو کینه شدیدی از آنخل به دل دارد، زیرا این پسر با ماشین به او زده و او را لنگ کرده است. اکنون فرناندو این تبهکار جوان را متهم میکند که در سرقت از یک پمپ بنزین که در آن قتلی رخ داده، دست داشته است. آنخل با کمک دوستانش حقایقی را بازسازی میکند که به عنوان آلبی او عمل میکنند، اما در حالی که او در بازداشت موقت در زندان لا مدلوی بارسلونا به سر میبرد، شورش هولناکی رخ میدهد.