ماوگوشیا، دختر جوانی از روستا، وارد ورشو میشود. او میخواهد وارد دانشگاه شود، کار پیدا کند و «شاهزاده رویاهایش» را ملاقات کند. او پیش از آزمونهای ورودی آکادمی هنرهای زیبا، با پیوتر جوان آشنا میشود. ماوگوشیا عاشق او میشود و پیوتر نیز به او دل میبازد. آنها بخشی از دوران تحصیل و پس از آن را با هم زندگی میکنند. هر دو در یک شرکت کترینگ کار میکنند، اما این نهایت آرزوهای ماوگوشیا نیست. او برای کار در یک آژانس تبلیغاتی درخواست میدهد.